سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران
 








باز هم فصل عزای تو شده یا مظلوم
دیده خونبار برای تو شده یا مظلوم

هر چه خوبی شده خلق ای ز همه خوبترین
همه اش وقف عزای تو شده یا مظلوم

آفرید آنچه خدا بهر تجلی تو بود
عشق حق خرج به پای تو شده یا مظلوم

کربلا صاحب یک وسعت نا محدود است
همه جا صحن و سرای تو شده یا مظلوم

انبیا گریه کن بزم عزایت هستند
که خدا نوحه سرای تو شده یا مظلوم

ارمنی، گبر، یهودی، ز تو حاجت گیرند
همه مشمول عطای تو شده یا مظلوم

کیستی که همه گلها ز غمت پژمردند
بلبلان نوحه سرای تو شده یا مظلوم

کیستی که دل عشاق به نامت لرزد
اشکشان رمز بقای تو شده یا مظلوم

ناله ها سر زد و فرزند شهیدی می گفت:
پدرم آه، فدای تو شده یا مظلوم

تو حسینی و ظهور پسرت نزدیک است
فرج او به دعای تو شده یا مظلوم


اشعار ویژه ماه محرم ، تاسوعا و عاشورای حسینی در سایت آیه های انتظار







نوشته شده در تاریخ سه شنبه 96/7/11 توسط محب مهدی






جاده ‏های بیابانی،
حرمتِ پاهای زخمی را نگاه نداشته‏ اند.

تازیانه‏ها پیکرِ سه‏ ساله را خوب می‏شناسند
و خورشیدی که آتش می‏گرید
و عطش را در حنجره ‏ها سنگین‏ تر می‏کند.



و اینک، شبِ شام، سنگین بر شهر لمیده است؛
چنان که سقفِ ویرانه را توانِ تحمّل نیست.

لهیبِ ماتمی که از خرابه می‏ترواند،
قصرِ ابلیسِ علیه‏السلام را به آتش کشیده است.

بادها زوزه می‏کشند و ابرها، سیاه اشک می‏ریزند.
امّا میان این همه غوغا، ضجّه‏ای کودکانه،
ستون‏های متزلزل شام را به لرزه نشانده است.

کسی پیش‏تر اگر رفت، خواهد شنید و خواهد دید،
دخترکی سیاه‏پوش که هر لحظه،
نامِ پدر بردنش، عطوفت را در دلِ
حتّی سنگ‏ها، به آتشفشانی بدل می‏کند.



پیش‏تر باید رفت؛ باید دید.
اینک این فرزندِ سه ساله حسین علیه‏السلام است
که چنین خسته و عطشناک، زانو به آغوش کشیده است.

باید شنید این دخترِ تازه زادِ حسین علیه‏السلام است
که هنوز کامی به شیرینی از دنیا نگرفته،
به ماتمی سوزاننده، جراحتِ فراغِ پدر را
در حنجره مزمزه می‏کند.


ویژه نامه شام غریبان در سایت آیه های انتظار




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96/7/10 توسط محب مهدی




همین ‌که روز بر آن دشت، طرحی از شب ریخت
هزار کوه مصیبت به دوش زینب ریخت

نظاره کرد چو «شمس الشّموس» بی‌سر را
به گوش گوش فلک، ناله ناله یا رب ریخت

جهان برای همیشه سیاه شد چون شب
ز چشم‌های ترش هرچه داشت کوکب ریخت

چه بود نیّت ناآشکار ساقی غم؟
که جام زینب غم‌دیده را لبالب ریخت

کشاند کرب و بلا را به شام و بام فلک
هزار فصل طراوت به باغ مذهب ریخت

زبانه‌های کلامش به جان دم‌سردان
شراره‌ها شد و آتش‌نشانی از تب ریخت

اگر همیشه ببارند ابرهای جهان
نمی‌رسند به آن اشک‌ها که زینب ریخت

سعید بیابانکی

 

ویژه نامه شام غریبان در سایت آیه های انتظار





نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96/7/10 توسط محب مهدی



سه ساله دخترت افتاده از نفس، بابا!
دگر مرا ببر از کنج این قفس، بابا!

به جز تو کآمده‌ای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو، هیچ ‌کس، بابا!

از آن دمی که سرت را به نیزه‌ها دیدم
به لب مرا بُوَد این یک کلام و بس: «بابا»

به پیشواز تو گر نامدم، مکن عیبم
که زخم دیده دو پایم ز خار و خس، بابا!

از آن‌ چه دید یتیمت ز کربلا تا شام
تمام راه چو من ناله زد جرس، بابا!

مرا ببر که فتادم ز پا در این ویران
دگر نمانده مرا راه پیش و پس، بابا!


سعید محمّد‌سعید عطّار‌نژاد




ویژه نامه شام غریبان در سایت آیه های انتظار




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96/7/10 توسط محب مهدی




شام عاشوراست، یا شام غریبان حسین
عالم هستی شده سر در گریبان حسین

آفرینش از صدای واحسینا پر شده
گوئیا در قتلگه، زهراست، مهمان حسین

ماه! خاکسترنشین شو، آسمان، با من بسوز
کز تنورآید به گوشم صوت قرآن حسین

شعله آتش بر آید از دل آب فرات
خونْجگر دریاست، بر لب‌های عطشان حسین

مهر، از دریای خون بگذشته و کرده غروب
ماه، تابد از فلک بر جسم عریان حسین

نیزه‌ها شمشیرها کردند جسمش چاک‌چاک
اسب‌ها دیگر چه می‌خواهند از جان حسین

نیست آثاری دگر از بوس? خون خدا
جای سیلی مانده بر رخسار طفلان حسین

همسر خولی نگه کن بر روی خاک تنور
اشک غربت می‌چکد از چشم‌گریان حسین

باغبان وحی، کو؟ تا بنگرد یک نیمْروز
گشته پرپر، این‌همه گل از گلستان حسین

آتش از روز ولادت در درونش ریختند
«میثم» دلسوخته شد مرثیه‌خوان حسین

غلامرضا سازگار







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96/7/10 توسط محب مهدی




دختر دردی‌کش جام الست
بود از شوق لقای دوست، مست

در طبق، هستیّ آن دردانه بود
رأس بابا، شمع و او، پروانه بود

چون صدف، لعل لبش را باز کرد
با پدر این‌سان سخن آغاز کرد:

ای پدر! شادم که در بر آمدی
چون نبودت پا تو با سر آمدی

غم مخور، ای گل! گلابت می‌دهم
از سبوی دیده، آبت می‌دهم

گر چه داغت کرده دل‌خونم، پدر!
از وفای عمّه ممنونم، پدر!

این بگفت و سر به آغوشش گرفت
بوسه از لعل لب نوشش گرفت

لب به لب‌هایش نهاد و برنداشت
مرگ او را هیچ کس باور نداشت

ویژه نامه شام غریبان در سایت آیه های انتظار






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 96/7/10 توسط محب مهدی



حیرت ناک بر سینه شن‌ها رو به ناکجا آباد نهادند..

و ده‌ها اسب مستانه هم‌رزم می‌جستند..

اسبانی که به غنیمت، غارت و چپاول عادت کرده‌اند..

عادت کرده‌اند گل‌های بنفشه را له نمایند..

و شکم‌های کودکان را بدرند ...

دل زمین زیر سم‌ْکوبه‌های اسبان

بر سینه شرحه شرحه حسین، می‌لرزید..


از آن پیکر سیمین،

عطر بوسه‌های محمد و زهرا به هوا بر خواست..

با فضا در‌آمیخت

و با دانه‌های شن صحرا..

و تاریخ....

آتش، مستانه خیمه را در کام می‌کشد..

فریادهای کودکان تا فراسوی دنیا می‌رود..

و گرگ‌های قساوتمند زوزه سر می‌دهند..

و شبی‌سیاهناک و تاریک است..

باد شن‌ها را می‌پراکند..

کفنی نازک از غبار، بر‌اندامان عریان..

و قبایل در نشئه غارت و چپاولند..

فرات به فرار می‌اندیشد..

و سر حسین بر بلندای نیزه‌ای می‌درخشد..

به آخر دنیا می‌نگرد ...

به کاروان‌هایی که از رحم روزگاران می‌آیند ..




صلی الله علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ، مابقیت و بقی الیل و النهار

 

ویژه نامه عاشورای حسینی در سایت آیه های انتظار

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96/7/9 توسط محب مهدی



بانوان و نوباوگان حرم پیش دویدند..

اکنون دیگر آن واقعه اتفاق افتاده بود..

زینب از ژرفای جگر ضجه برآورد:

-وا محمداه..وا ابتاه..

وا علیاه..وا جعفراه..وا حمزتاه..


این کشته فتاده به هامون حسین توست..

وین صید دست پا زده د رخون حسین توست ....


در کربلا به زمین افتاده است..

‌ای کاش آسمان و زمین بر هم می‌آمدند

و ‌ای کاش کوه‌ها بر همواری‌ها فرو می‌ریخت..

زینب رسید و حسین بار سفر بر بسته بود..

بعد از آن که صحرا را به خون خود سیراب نموده بود..

زینب اکنون سرود وداع می‌خواند..

قبایل بهت ناک..

بر جای واپسین فرزندزادگان می‌چرخند..

و به راستی که زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا..

زینب چه می‌تواند بکند..

حسین، خود را برای مرگ آماده می‌کند..

بدنش شرحه شرحه شده..


اما روح همان روح است..

با سطوت و استوار..

زینب می‌کوشد تا بقایای انسانیت را در زعیم قبایل برخیزاند..

فریادش با سرشگی دل‌گزا، چنگ بر دل می‌زند:

-عمر!‌ آیا ابی‌عبد الله کشته می‌شود

و تو ایستاده‌ای بدو نگاه می‌کنی!

اما نه،

گویا انسانیت در دل او مرده است..



و اینک قبایل را‌ آماده می‌سازد

تا واپسین گاهِ فرمان را صادر کند..

-بر او فرود آیید و آسوده‌اش سازید..

زینب ناله بر می‌آورد:

-آیا هیچ در شما مسلمانی نیست؟!


و جوابی‌ نبود..

انسانیت در عصر گرگ و شب و زوزه سر بر خاک غنوده ..

-گفتم بر او فرود آیید و آسوده‌اش سازید!

مرد پیس مشتاقانه اشاره را انتظار می‌کشید..

برقی از سَبُعیَت در ژرفای چشمانش درخشید..

و اینک هم اوست که بر بدن شرحه شرحه حسین می‌کوبد..

بر سینه‌اش می‌نشیند..

ابقع بدن فرزندزاده را به دندان می‌گیرد..

و ریشش را به مشت..

و با دشنه خیانت بر سر حسین می‌کشد..

آن سر را از بدن جدا می‌کند..

از هول آنچه بر شن‌ها می‌گذرد

موجی در قبایل خزیده است..

پیکر آرام و خاموش از حرکت ایستاده است..

سگ‌ها به دندان می‌گزند..

پیکر خون آلود را به دندان می‌گیرند

و آنک سر فرزند پیامبر بر نیزه‌ای بلند بالا می‌رود..

به انتهای دنیا سرک می‌کشد،‌ و سوره کهف را می‌خواند ..

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْکَهْفِ وَالرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ آیَاتِنَا عَجَباً.. .

عجبا از تو.. عجبا!

خورشید چشم فرو بست..

و از آسمان عطر خونی گل‌رنگ می‌تراوید، ‌

و کرانه‌های افق در سرخی تن می‌شست..

در برکه‌ای سرخ‌فام از زخم‌های سلطان عشق..

و تند باد درنده خوی قبایل،

خود را بر پیکر خیمه‌های می‌نواخت..

و آتشی..

و بانوان و نوباوگان گریختند..

 

ویژه نامه عاشورای حسینی در سایت آیه های انتظار

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96/7/9 توسط محب مهدی

 






خون گل‌رنگ، ناشکیب و بی‌قرار،

بال در رخ افلاک می‌کشد..

ستاره‌ها را رنگ می‌کند..

آفاق را در برکه‌ای از خون می‌نشاند..

باز هم، حسین دستانش را در چشمة خون فرو می‌برد..

این بار سر و محاسن خویش را

برای سفر در دشت خون گل‌گون می‌سازد..

-الله را این چنین ملاقات می‌کنم..

و جدم رسول الله را..

خون، روی هوش از او برگرفت

و چون اختری خاموش به نگاه بر زمین فرو افتاد..

برق کینه از چشمان ابن النسر فرو جهید..

پیش آمد و با شمشیری بر سر حسین نواخت..

حسین دردمندانه زمزمه نمود:

-با دستت نخوری و نیاشامی‌،‌

و الله تعالی تو را همراه با ظالمین محشور فرماید..

سگ‌های وحشی‌سرشت قبایل،

او را در میان گرفته‌اند..

و ‌اندامش را به دندان می‌گزند..

حسین به آهستگی گفت:

-این همان تأویل رویای من است

که خدایم آن را حق قرار داده بود..

زرعه ضربه‌ای بر کتف چپش فرود آورد،

ابن نمیر تیری بر حلق او افکند

و سنان هم در ترقوه‌اش ...

و آن‌گاه در سینه ...

و سپس هم تیری در قربانگاه گلویش نشاند..

سگ‌ها بدنش را به دندان می‌گزند..

و وحشی‌تر از همه، سگی است سیاه و سفید (أبقع)..

 

ویژه نامه عاشورای حسینی در سایت آیه های انتظار

 




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96/7/9 توسط محب مهدی




?♥? الم ذلک الحسین
?♥?


و این است حسین علیه السلام

زاده حیدر ، میوه دل زهرای اطهر

که در حلقه تنگ دد منشان مرگ را به سخره می گیرد
و مثنوی سرخ شهادت را به قلم شمشیرعاشقانه می سراید


آنک خورشید به آشیان غربت دامن می‌کشد

و حسین بر بال خورشید در سفر است.

با زن و فرزند خود وداع می‌کند،‌

و پرده از روزهای دیگر آنان برمی‌گیرد

و سطرهایی از کتاب روزگار را برایشان می‌خواند :

-آماده بلا شوید، و بدانید که الله تعالی

شما را پشتیبان و نگاهبان است

و از شر دشمنانتان نجات می‌بخشد

و فرجام کارتان را خیر قرار می‌دهد

و دشمنتان را با انواع عذاب، شکنجه می‌کند

و شما را به جای این بلاها

با اقسام نعمت‌ها و کرامت‌ها عوض می‌دهد.

پس شک نکنید و با زبان‌هایتان چیزی را نگویید

که از قدر و منزلت شما بکاهد.

دخترم سکینه!‌..

در جمع وداع‌کنندگان نیست!..

و آنک درون خیمه‌ای او را تنهای تنها می‌بیند

که در خلسه‌ای ژرف فرو رفته است..

و به راه حیرت‌نگیز پدرش می‌اندیشد..







نوشته شده در تاریخ یکشنبه 96/7/9 توسط محب مهدی