حضرت فضیلتهاى بى نظیر
مى دانم که ترس دیر زمانى است در وجود تو مرده است.
ترس، زیر سلطه ایمان تو رنگ مىبازد و مفاهیم بلند،
از عمق سینه چراغانى ات، به پرواز درمى آیند.
آینه بى مثال من! بمان و تاریخ را عوض کن.
بگذار مرگ، سرازیر شود!
مى دانم که به خاطر آنچه در قلبت مى تپد، مى ایستى.
بگذار شمشیرهاى تشنه به خون، از متن تمامى
قبایل جاهلیت، بر ضد حقیقت بشورند!
تا تو هستى، مى دانم که تمدن اسلامى
به ساخته شدن ادامه خواهد داد.
اى حضرت فضیلتهاى بى نظیر، اى جان محمد!
بمان؛ همانگونه که من مى روم.
این دو حرکت در مقابل، نقطه اشتراکى دارند
به نورانیت آفتاب؛ به وضوح روزهایى که از
متن لیلةالمبیت متولد مى شوند؛
به حلاوت آیهاى که بعدها رهروان راهت
مدام تلاوت خواهند کرد:
«وَمِنْ النَّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللّهِ وَاللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ».