سفارش تبلیغ
صبا

آیه های انتظار






جاده ‏های بیابانی،
حرمتِ پاهای زخمی را نگاه نداشته‏ اند.

تازیانه‏ها پیکرِ سه‏ ساله را خوب می‏شناسند
و خورشیدی که آتش می‏گرید
و عطش را در حنجره ‏ها سنگین‏ تر می‏کند.



و اینک، شبِ شام، سنگین بر شهر لمیده است؛
چنان که سقفِ ویرانه را توانِ تحمّل نیست.

لهیبِ ماتمی که از خرابه می‏ترواند،
قصرِ ابلیسِ علیه‏السلام را به آتش کشیده است.

بادها زوزه می‏کشند و ابرها، سیاه اشک می‏ریزند.
امّا میان این همه غوغا، ضجّه‏ای کودکانه،
ستون‏های متزلزل شام را به لرزه نشانده است.

کسی پیش‏تر اگر رفت، خواهد شنید و خواهد دید،
دخترکی سیاه‏پوش که هر لحظه،
نامِ پدر بردنش، عطوفت را در دلِ
حتّی سنگ‏ها، به آتشفشانی بدل می‏کند.



پیش‏تر باید رفت؛ باید دید.
اینک این فرزندِ سه ساله حسین علیه‏السلام است
که چنین خسته و عطشناک، زانو به آغوش کشیده است.

باید شنید این دخترِ تازه زادِ حسین علیه‏السلام است
که هنوز کامی به شیرینی از دنیا نگرفته،
به ماتمی سوزاننده، جراحتِ فراغِ پدر را
در حنجره مزمزه می‏کند.


ویژه نامه شام غریبان در سایت آیه های انتظار



ارسال شده در توسط محب مهدی