سفارش تبلیغ
صبا

آیه های انتظار

 






خون گل‌رنگ، ناشکیب و بی‌قرار،

بال در رخ افلاک می‌کشد..

ستاره‌ها را رنگ می‌کند..

آفاق را در برکه‌ای از خون می‌نشاند..

باز هم، حسین دستانش را در چشمة خون فرو می‌برد..

این بار سر و محاسن خویش را

برای سفر در دشت خون گل‌گون می‌سازد..

-الله را این چنین ملاقات می‌کنم..

و جدم رسول الله را..

خون، روی هوش از او برگرفت

و چون اختری خاموش به نگاه بر زمین فرو افتاد..

برق کینه از چشمان ابن النسر فرو جهید..

پیش آمد و با شمشیری بر سر حسین نواخت..

حسین دردمندانه زمزمه نمود:

-با دستت نخوری و نیاشامی‌،‌

و الله تعالی تو را همراه با ظالمین محشور فرماید..

سگ‌های وحشی‌سرشت قبایل،

او را در میان گرفته‌اند..

و ‌اندامش را به دندان می‌گزند..

حسین به آهستگی گفت:

-این همان تأویل رویای من است

که خدایم آن را حق قرار داده بود..

زرعه ضربه‌ای بر کتف چپش فرود آورد،

ابن نمیر تیری بر حلق او افکند

و سنان هم در ترقوه‌اش ...

و آن‌گاه در سینه ...

و سپس هم تیری در قربانگاه گلویش نشاند..

سگ‌ها بدنش را به دندان می‌گزند..

و وحشی‌تر از همه، سگی است سیاه و سفید (أبقع)..

 

ویژه نامه عاشورای حسینی در سایت آیه های انتظار

 



ارسال شده در توسط محب مهدی