سفارش تبلیغ
صبا

آیه های انتظار

ارسال شده در توسط محب مهدی




... چهل روز گذشت.
حقیقت، عریان تر و زلال تر از همیشه از افق خون سر برآورد.

کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش خون شهید، خاشاک ستم را به بازی گرفت.
خونی که آن روز، در غریبانه ترین غروب، در گمنام ترین زمین،
در عطشناک ترین لحظه بر خاک چکید


در آوندهای زمین جاری شد و رگ های خاک را به جنبش و جوشش
و رویش خواند. چهل روز، آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست
و هستی، داغ دار مظلومیت حسین(ع) شد.

چهل روز، ضرورت همیشه بلوغ است.
مرز رسیدن به تکامل است و مگر ما سرما و گرما را به «چله» نمی شناسیم
و مگر موسی در خلوت طور با چهل روز به کمال نرسید.

اینک چهل روز است که خورشید، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است.
چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلب ها شراره می زند.

آنان که رنج پیمان شکنی بر جانشان پنجه می کشید و همه آنان که
شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند
و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند


تنها غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمه های نیم سوخته
را دیدند، اینک برآشفته، بر خویش شوریده اند و شلاق اعتراض
بر قلب خویش می کوبند و اسب جهاد زین می کنند.

چهل روز است که یزید جز رسوایی و جز پتک استخوان کوب
فریادی نشنیده است
.

چهل روز است استبداد به خود می پیچد و حق در سیمای کودکان داغ دار
و دیدگانی اشک بار و زنانی سوگوار رخ نموده است







ارسال شده در توسط محب مهدی



شکوه کاروان کوچک

اگر شکوه کاروان کوچک اسرا در برابر نگاه ها
تحقیرها و شماتت های انبوه دشمن بشکند

دور از انتظار نخواهد بود و اگر زنان و کودکان از ترس
قساوتو بی رحمی دژخیمان به زاری و التماس بیفتند
جای شگفتی نیست.


اما اسیران کربلا، عزت وآزادگی را در مکتب علی
و حسین علیهماالسلام آموخته بودند

و نه تنها تحقیرها، توهین ها، تهدیدها و سختی ها اندکی
از صلابت و شکوه آنان نکاست


که با اقتدار تمام در برابر یزید و ابن زیاد ایستادند
و غرور آنان را با منطق و استدلال در هم شکستند
و مُهر ننگ و نفرین ابدی را بر پیشانی شان کوبیدند



ارسال شده در توسط محب مهدی



چله عارفانه تشیّع


عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین
روز زیارت مرقد عاشورا سازان است.

عاشورا، خروش خون حسین واربعین
پژواک این فریاد ظلم شکن است.


عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛
بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است
و در این چهل روز، حسین علیه السلام تنها
سخن محافل است تا در طول عمر انسان
بهانه بیداری و ظلم ستیزی باشد.


عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین
بهانه تبلیغ و پیمان.

در عاشورا، حسین علیه السلام با تاریخْ سخن گفت
و در اربعین، تاریخ پای درس حسین علیه السلام نشست.


عاشورا روز کشت «خون خدا» در کویر جامعه ظلم زده است
و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.

آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست.



ارسال شده در توسط محب مهدی
ارسال شده در توسط محب مهدی



کاروانی که سر قبر شما آورده ام
نیمه جان هایی است تا کرب و بلا آورده ام

من نیابت دارم از مادر زیارت آمدم
من وصیت های مادر را به جا آورده ام


کی رود از یاد، وقتی آمدم در قتلگاه
نیزه بیرون از تن تو باره آورده ام

روی نی ما را تو می دیدی کجاها می برند؟
دخترانت را ز بازار جفا آورده ام


بارها شد، حرمله خندید بر اشک رباب
مادری پاره جگر در نینوا آورده ام

پشت خیمه روی خاکستر به دنبال علی
بر سر قبر پسر صاحب عزا آورده ام

دخترت لطمه به پهلو خورده، زیر خاک رفت
بس حکایت زان شب پرماجرا آورده ام

شد رقیه پیش مرگ حضرت زین العباد
تربتی از قبر او بهر شما آورده ام


ناله اش چون ناله مادر میان کوچه بود
خاطره از قدرت آن با وفا آورده ام

تا که دیگر تازیانه ور بیفتد، جان سپرد
گفت با خود همّت خیرالنساء آورده ام


تا که با چشم کنیزی بر سکینه ننگرند
گفت جان خویش را بهر فدا آورده ام

غیرتش آئینه میر و علمدار تو بود
من از او شرمندگی خویش را آورده ام


پاسبان حرمت شیر خدا در شام شد
داد پیغامی به من تا کربلا آورده ام

گفت: ای بابا شبیه ات بی کفن تدفین شدم
رسم عشق و عاشقی را من به جا آورده ام

جواد حیدری



ارسال شده در توسط محب مهدی



امام صادق(ع):

«یا زُرارَة! إِنَّ السَّماءَ بَکَتْ عَلی الْحُسَینِ عَلَیهِالسَّلام اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ
الْأَرْضَ بَکَتْ أرْبَعینَصَباحاً بِالسَّواءِ وَ إِنًّ الشَّمْسَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً بِالْکُسُوفِوَ
الْحَمْرَةَ... وَ إِنَّ الْمَلائکَةَ بَکَتْ اَرْبَعِینَ صَباحاً عَلَیالْحُسَینِ(ع)؛

ای زراره، آسمان چهل روز بر حسین(ع) خون گریه کرد و زمین چهل روز برای
عزای آن حضرت گریست به تیره و تار شدن و خورشید با کسوف و سرخی
خود چهل روز گریست... و ملائکه الهی برای آن حضرت چهل روز گریستند».


(مستدرک الوسائل/ج10/ص314)



ارسال شده در توسط محب مهدی

 





بلاخره تمام شد

تمام شد آن روزهای پر عطش
آن روزهای پر هراس کودکان

آن پدره دری ها ، آن حرمت شکنی ها
سیلی خوردن ها ، تازیانه خوردن ها


تحقیر شدن ، سنگ باران شدن
روزهای غم انگیز عبور از شام

آن روزهایی پر درد اسارت
روزهای ایستادگی در مقابل ظلم


روزهای خطبه خوانی زینب شکسته دل
روزهای زخم زنجیر بر دستهای حضرت سجاد

حالا کاروان به کربلا رسیده
به دیار شقایقها و لاله های پرپر


وقت است که زینب عقده گشایی کند
وقت است که رباب با اصغرش خلوت کند

وقت است که لیلا به وسعت آسمان اشک بریزید
وقت است که سجاد علیه السلام با پدرش درد دل کند


کاروان رسیده است و دیگر کسی نگران اشک هایش نیست
دیگر نیازی نیست بغض ها را در گلو فرو خورند

دیگر نیاز نیست که برای حفظ خون عاشورائیان
بی صدا و پنهانی اشک بریزند


صدای های های گریه های تمام دشت کربلا را می لرزاند
و خون سرخ شهیدان از زمین پر بلای کربلا فوران می کند
و اینچنین قیام سرخ حسین بر جبین تاریخ تا ابدیت حک می شود

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین
و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
و علی انصارو الاحباب الحسین



ارسال شده در توسط محب مهدی